مثل یک گیاه تشنه تو سراب که میمیره واسه یه قطره اب مونده یک عاشق درمونده اسیر توی گرمای نفس گیر کویر عطش دیدن لیلی تو چشاش شوق عشقی که تو خونش می جوشه شخص عاشق رو به هر سو می کشه گاهی وقتا سایه ی لیلی عریون توی دامن صحرا می بینه میگه اونی که می خواستم همینه اما وقتی که می رسه با دل بی تاب می بینه اونجا یه سرابه... یه سراب
+
با بال پرواز می نویسم ساعت 11:51 PM توسط عاشق دیوونه پرنسس پرواز
من پرنسس پرواز هستم متولد 15/5/74 این وبلاگ فقط به خاطر عشقم درست شده